تماس با ما
افزودن به علاقمندیها
RSS

 

   ایسنتاگرام instagram   lenzor لنزور:سرویس اشتراک عکس

Register

ورود کاربران

عضویت در سایت، نیاز به فعالسازی ندارد، و در مدّت چند ثانیه میتوانید عضو شوید. پست الكترونيك و ساير اطلاعات شخصي افراد محرمانه تلقي شده و در اختيار هيچ كسي قرار نخواهد گرفت. اخبار مهم از تازه های سایت به اعضای سایت ارسال گردد.



علوم ذن
سخنان ذن: همچون رود باشید چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط Administrator   
جمعه ، 27 مرداد 1396 ، 15:25

 سخنان ذن

 رودخانه. جریان. روان. ذن.

همچون رود باشید

در مسیرتان پستیها و بلندیها را درنوردید

و به رویای دریایی شدنتان  بیاندیشید

این جاری شدن, عاقبت با دریایی از موفقیت پیوند خواهد خورد.

گردآورنده: مدیر سایت

 
داستان ذن: داستانی از عرفا، دو برادر چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط Administrator   
جمعه ، 27 مرداد 1396 ، 15:02

 داستان ذن

داستانی از عرفا

 

میگویند که دو برادر بودند پس از مرگ پدر یکی جای پدر به زرگری نشسته دیگری تا از وسوسه نفس شیطانی به دور ماند از مردم کناره گرفته و غار نشین گردید.

روزی قافله ای از جلو غار گذشته و چون به شهر برادر میرفتند، برادر غارنشین غربالی پر از آب کرده به قافله سالار میدهد تا در شهر به برادرش برساند.

منظورش این بود که از ریاضت و دوری از خلایق به این مقام رسیده که غربال سوراخ سوراخ را پر از آب میتواند کرد بی آنکه بریزد.

چون قافله سالار به شهر و بازار محل کسب برادر میرسد و امانتی را می دهد، برادر آن را نخ بسته و از سقف دکان آویزان میکند و در عوض گلوله آتشی از کوره در آورده میان پنبه گذاشته و به قافله سالار میدهد تا آن را در جواب به برادرش بدهد.

چون برادر غار نشین برادر کاسب خود را کمتر از خود نمی بیند عزم دیدارش کرده و به شهر و دکان وی میرود.

در گوشه دکان چشم به برادر داشت و دید که برادر زرگرش بازوبندی از طلا را روی بازوی لخت زنی امتحان میکند،‌ دیدن این منظره همان و دگرگون شدن حالت نفسانی همان و در همین لحظه آبی که در غربال بود از سوراخ غربال رد شده و از سقف دکان به زمین میریزد.

چون زرگر این را می بیند میگوید:

ای برادر اگر به دکان نشستی و هنگام کسب و کار و دیدن زنان و لمس آنان آب از غربالت نریخت زاهد میباشی، وگرنه دور از اجتماع و عدم دسترس همه زاهد هستند...

و شعری از استاد سخن سعدی

شنیدم زاهدی در کوهساری

قناعت کرده از مردم به غاری

بدو گفتم چرا در شهر نائی

که از آزار غربت وا رهائی

بگفت آنجا پریرویان نغزند

چو گِل بسیار شد پیلان بلغزند

گردآورنده: مدیر سایت از اینترنت.

کسب اطلاعات بیشتر: کتاب داستانهای حکمت آموز جامع (ذن جامع) (جلد1و2)، نویسنده: استاد محمدرضا یحیایی.

 
داستان ذن: شتاب مرد سوار بر اتومبیل چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط Administrator   
چهارشنبه ، 11 مرداد 1396 ، 13:39

 داستان ذن

  مردی سوار بر اتومبیل بود و از پسری پرسید: تا جاده چقدر راه است؟ پسر: اگر آرام بروید حدود ده دقیقه، اما اگر با سرعت بروید نیمساعت. مرد عصبانی شد و بسرعت رفت. 50 متر بیشتر نرفت که چرخ ماشین به سنگی برخورد کرد و بار ماشین بزمین ریخت. مرد وقت زیادی برای جمع کردن بار صرف کرد و هنگامیکه خسته بسمت خودرو بر‌گشت، یاد حرفهای پسر افتاد و بقیه راه را آرام و بااحتیاط طی کرد. شاید گاهی باید آرامتر قدم برداریم تا به مقصد برسیم.

برای کسب اطلاعات بیشتر به داستان «شتاب نداشته باشید» از کتاب داستانهای حکمت آموز جامع (ذن جامع) (جلد1)، نویسنده: استاد محمدرضا یحیایی، مراجعه بفرمائید.

گردآورنده: مدیر سایت از اینترنت.

 
داستان آموزنده: بعضی کارهای دشمنان ناخواسته به نقع ما چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط Administrator   
چهارشنبه ، 11 مرداد 1396 ، 13:09

 داستان آموزنده  داستان حکمت آموز

 بعضی کارهای دشمنان ناخواسته به نقع ما

مردی ثروتمند وارد رستورانی شد. نگاهی به این طرف و آن طرف انداخت و دید زنی آفریقایی (سیاه‌پوست)، در گوشه‌ای نشسته است. به سوی پیشخوان رفت و کیف پولش را در آورد و خطاب به گارسون فریاد زد، برای همه کسانی که اینجا هستند غذا می‌خرم، غیر از آن زن سیاهی که آنجا نشسته است!

گارسون پول را گرفته و به همه کسانی که در آنجا بودند غذای رایگان داد، جز زن آفریقایی.

زن سیاه‌پوست به جای آن که مکدر شود و چین بر جبین آشکار نماید، سرش را بالا گرفت و نگاهی به مرد کرده با لبخندی گفت، تشکّر می‌کنم.

مرد ثروتمند خشمگین شد. دیگربار نزد گارسون رفت و کیف پولش را در آورد و به صدای بلند گفت، این دفعه یک پرس غذا به اضافۀ غذای مجّانی برای همه کسانی که اینجا هستند غیر از آن آفریقایی که در آن گوشه نشسته است.

دوباره گارسون پول را گرفت و شروع به دادن غذا و پرس اضافی به افراد حاضر در رستوران کرد و آن زن آفریقایی را مستثنی نمود. وقتی کارش تمام شد و غذا  به همه داده شد، زن آفریقایی لبخندی دیگر زد و آرام به مرد گفت، سپاسگزارم.

مرد از شدت خشم دیوانه شد. به سوی گارسون خم شد و از او پرسید،این زن سیاه‌پوست دیوانه است؟ من برای همه غذا و نوشیدنی خریدم غیر از او و او به جای آن که عصبانی شود از من تشکر می‌کند و لبخند می‌زند و از جای خود تکان نمی‌خورد.

گارسون لبخندی به مرد ثروتمند زد و گفت، خیر قربان. او دیوانه نیست. او صاحب این رستوران است.

*  شاید کارهایی که دشمنان ما در حق ما می‌کنند نادانسته به نفع ما باشد.

 گردآورنده: مدیر سایت از اینترنت.

آخرین بروز رسانی مطلب در چهارشنبه ، 11 مرداد 1396 ، 13:41
 
داستان ذن: نحوه زندگی و تدریس اساتید قدیمی هنرهای رزمی چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط Administrator   
پنجشنبه ، 29 تیر 1396 ، 22:21

 داستان ذن

نحوه زندگی و تدریس اساتید قدیمی هنرهای رزمی

نحوه زندگی و تدریس اساتید قدیمی هنرهای رزمی. داستان ذن. استاد محمدرضا یحیایی

در زمانهای قدیم، اساتید ذن،

یک منزل بزرگ داشتند که شاگردان را در آن قبول می کردند.

شاگردان شهریه میدادند و یا هرکسی در هر شغلی بود برای استاد محصول خود را می آورد و استاد علاوه بر خورد و خوراک خودش و خانواده اش میتوانست وعده های غذایی که شاگردان آنجا بودند را تامین کند؛ و استاد، تمام وقت، در خدمت شاگردان ، (و کمی هم در خدمت خانواده اش) بود.

شاگردان با این استاد بزرگ میشدند، رشد می کردند و با سلوک او خو می گرفتند و از لحاظ اراده و معرفت و درک و آگاهی و مهارت به حد استادی می رسیدند.

این اساتید، شاگردان خوب را گلچین کرده و نگه می داشتند و شاگردان سطح پایین را مرخص می کردند یا اصلا هر شاگردی را قبول نمی کردند.

 

اطلاعات بیشتر، در کتاب #داستانهای_حکمت_آموز_جامع (ذن جامع) (جلد اول و دوم) نوشته: استاد محمدرضا یحیایی، مراجعه بفرمائید.

 گردآورنده: مدیر سایت

 
<< شروع < قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 بعدی > انتها >>

صفحه 3 از 9

جدیدترین به روز شده ها

 

قسمت شاخه های 16گانه علوم، سایت در صفحه اصلی هرروز یا هر چند روز یکبار به روز میشود.

پاسخ پرسشها   1397.05.22

دانلود فیلمآهنگ سه‌بُعدی، صدا اطراف سر می‌چرخد 1397.05.21 

  عکس نوشته آموزنده 1397.05.21

 خبرگزاری کتاب- کتاب آیین رزم جامع 1397.04.19

 خبرگزاری کتاب (ایبنا) - کتاب درمان جامع بیماریهای کلیه، مثانه، پروستات 1397.03.29

سخنان حکمت آموز جامع  1397.03.26

عکسهای استاد 1396.12.14

  خبر خبرگزاری قرآن: کتاب آنچه از امام موسی صدر آموختم 1396.11.16

خبر خبرگزاری کتاب درباره چاپ بصیرتهای نُه‌گانه 1396.10.05

   مقالات شاگردان 1396.05.11

فهرست جدید کتابهای نوشته شده از 18 تا 24. 1396.04.20

دو کتاب که پیش‌نیاز مطالعه تمام کتابها هستند، کدامند؟ ۱۳۹۴/۰۲/۲۰

«ئی‌چینگ»و اساتیدهنرهای‌رزمی (۱۳۹۳/۰۲/۱۰).

نشانی های ورودی سایت

www.mry14mn.com

www.mry14mn.net

www.mry14mn.ir

 

پیوندهای مرجع

  ماساز آقایان , قابل توجه بیماران ، درمانجویان، و ناتوانان حرکتی

وب‌سایت ماساژ جامع 

 

 شرکت  پرتو سیستم جامع

جدیدترین کتاب استاد

«بصیرت‌های نُه‌گانه: اسرار 9 کشف‌وشهود» و «آنچه از امام موسی صدر آموختم»، چاپ شد و

«ئی‌چینگ جامع» در مرحله مجوز.  بیشتر بدانید...

 

 ایسنتاگرام instagram  نشانی اینستاگرام استاد

  instagram@master_m.r.yahyaei

 

استیکر تلگرام - نهج الجامع - بخش دوم 1395.07.19 

استیکر تلگرام - نهج الجامع - بخش اول1395.07.19  

جدیدترین مقالات

 

مقاله خواص و دستور تهیه ماءالجُبن (آب پینر یا آب ماست)  (مقالات استاد). (1395/06/08).

توجه: خبر جدید موجودی کتابها

درحال‌حاضر یک‌عدد پوستر ماساژ درمانی، و ۱۲کتاب موجود است. برای خرید، به فروش کتاب مراجعه بفرمایید.

قانون کپی برداری: استفاده از مطالب این سایت، فقط با ذکر منبع (نام و نشانی سایت) مجاز است.

این سایت، علمی، کاملاً شخصی، مستقل، و طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران بوده؛ و عاری از هرگونه «مطالب سیاسی، و یا غیر اخلاقی» می باشد. 

Copyright © 2018. استاد محمّدرضا یحیایی-علوم:روحی,ماوراءالطبيعه,متافيزيک,هنرهای رزمی,چی کنگ,يوگا,طب,عرفان,ذن,مدیتیشن,هیپنوتیزم- استاد محمد رضا یحیایی. Designed by yektaserver.net